فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با هم جور در آمدن

تأییدنشده

sich aufeinander einspielen
عبارت

عبارت

  • با هم جور در آمدنبا هَم جور دَر آمَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خوب همکاری کردنخوب هَمکاری کَردَنتأییدنشده
  • در کار با هم سازگار شدندَر کار با هَم سازگار شُدَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها