فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بنوبه رفتن

تأییدنشده

sich anstellen
عبارت

عبارت

  • بنوبه رفتنبِنوبه رفتن(vor Kasse, u.ä.)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دم گرفتندُم گِرِفتَن(vor Kasse, u.ä.)تأییدنشده
  • صف بستنصَف بَستَن(vor Kasse, u.ä.)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها