فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اقدام کردن

تأییدنشده

sich anschicken عبارت

عبارت

  • اقدام کردناِقدام کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • در صدد چیزی بر آمدندَر صَدَدِ چیزی بَر آمَدَنتأییدنشده
  • قصد داشتنقَصد داشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ sich anschicken

عبارت

منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها