فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توی زحمت افتادن

تأییدنشده

sich Mühe machen
عبارت

عبارت

  • توی زحمت افتادنتویِ زَحمَت اُفتادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها