پرش به بدنهٔ صفحه
واژهنامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی
Deutsch
فارسی
English
آلمانی یا فارسی
جستجو
به دست و پا افتادن
تأییدنشده
sich Mühe geben
عبارت
عبارت
به دست و پا افتادن
به دَست و پا اُفتادَن
تأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
زحمت کشیدن
zahmat kešidan
زَحمَت کِشیدَن
تأییدنشده
منبعها و یادکردها
farhang (ckh)
,
CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
منبعها و پروانهها