او
تعیینکننده
- او
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ش
دستور زبانِ seine
تعیینکننده
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Seine Aussage regt zum Nachdenken an.
گفتهٔ او تأمل برانگیز است.
Er räumte seine Fehler ein.
او خطای خود را پذیرفت.
Er revidierte seine Meinung.
او عقیدهاش را بازبینی کرد.
Seine Scherze schmerzen.
شوخی او آزار دهنده است.
Er bringt seine Lehrer zur Verzweiflung.
او معلمش را نومید کرد.
Er wagt nicht, seine Meinung zu sagen.
او جرأت نمیکند، عقیدهاش را بیان کند.
Seine Nachbarn sind argwöhnisch ihm gegenüber.
همسایگانش به او مظنون بودند.
Er versuchte, seine Wut zu zügeln.
او سعی کرد خشم خود را مهار کند.
Er verlor seine Kamera.
او دوربین عکاسیاش را از دست داد.
Seine Geographiekenntnisse sind unzureichend.
دانش جعرافیایی او ناکافی است.