روی خود را برگرداندن
sein Mäntelchen nach dem Wind hängen
۱Sein Mäntelchen nach dem Wind hängen
بید در مقابل باد هر دم به طرفی حرکت می کند
فعل
- روی خود را برگرداندن
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- عقیده خود را عوض کردن
نمونهها
۱Sein Mäntelchen nach dem Wind hängen
بید در مقابل باد هر دم به طرفی حرکت می کند