واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

روی خود را برگرداندن

تأییدنشده

sein Mäntelchen nach dem Wind hängen
فعل

نمونه با sein Mäntelchen nach dem Wind hängen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Sein Mäntelchen nach dem Wind hängen

بید در مقابل باد هر دم به طرفی حرکت می کند

تأییدنشده

فعل

  • روی خود را برگرداندنتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • عقیده خود را عوض کردنتأییدنشده

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Sein Mäntelchen nach dem Wind hängen

بید در مقابل باد هر دم به طرفی حرکت می کند

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  1. ۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها