فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صاف کردن

تأییدنشده

seihen فعل

فعل

  • صاف کردنصاف کَردَن(to separate solid from liquid)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پالودنpâludanپالودَن[pʰɒː.luː.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ seihen

فعل

تلفظ
[ˈzaɪ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • geseihtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • seihendمعلوم، participle، حال
  • geseihtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • seihمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • seiheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • seihtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • seiheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • seiheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • seihstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • seihestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • seihtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • seiheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • seihtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • seihetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • seihteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • seihteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • seihtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • seihtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • seihteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • seihteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • seihtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • seihtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • seihtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • seihtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • seihtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • seihtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها