خیلی
xeyli[xéj.liː]
۱Sehr seltsam.
خیلی عجیب.
قید
- خیلی
- بسیار
صفت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زیاد
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Das Dach ist sehr niedrig.
سقف بسیار پایین است.
۳Du warst sehr still.
تو بسیار ساکت بودی.
۴Höhere Mathematik und Philosophie haben sehr viel Analogie.
ریاضیات عالی و فلسفه شباهتهای زیادی دارند.
۵Die Umgebung war sehr ruhig.
اطراف واقعا آرام بود.
۶Er ist angeblich sehr reich.
از قرار معلوم او بسیار ثروتمند است.
۷Rosenblätter sind sehr weich.
گلپرها بسیار نرم هستند.
۱Sehr seltsam.
خیلی عجیب.
۸Das Geheimnis, Menschen zu beeinflussen, liegt nicht so sehr darin, ein guter Redner sondern ein guter Zuhörer zu sein.
رمز تاثیرگذاری بر مردم زیاد در این قرار ندارد که یک سخنور خوب باشیم بلکه این است که یک شنوندهٔ خوب باشیم.
۹Schwarze Löcher sind sehr dicht.
سیاهچالهها بسیار چگال هستند.
۱۰Er klingt sehr unreif.
او خیلی ناپخته به نظر میرسد.