فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دیدن

didan[d̪iː.d̪ǽn]

sehen فعل

فعل

  • دیدنdidanدیدَن[d̪iː.d̪ǽn](perceive with the eyes)(to look at)(aktiv und passiv wahrnehmen über das Sinnesorgan Auge)
  • بین
  • تماشا کردنtamâšâ kardanتَماشا کَردَن[t̪ʰæ.mɒː.ʃɒː kʰʲæɹ.d̪æn](see)(to look at for a period of time)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مشاهده کردنmošâhede kardanمُشاهِده کَردَنتأییدنشده
  • چیزی را دید زدنچیزی را دید زَدَنتأییدنشده
  • سی کردنتأییدنشده

دستور زبانِ sehen

فعل

تلفظ
[ˈzeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • gesehenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sehendمعلوم، participle، حال
  • gesehenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • siehمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sieheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sehtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • seheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • seheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • siehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • siehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • seheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sahمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • säheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sahstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sähestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sähstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sahمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • säheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sahenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sähenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sahtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sähetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sähtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sahenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sähenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Sieh und höre mir zu.

نگاه کن و به من گوش بده.

Ich sehe die Sonne und den Mond.

من مهر و ماه را می‌بینم.

Einmal sehen ist besser als hundert mal hören.

یک بار دیدن بهتر از صد بار شنیدن است.

Ich sehe und schweige.

من می‌بینم و سکوت می‌کنم.

Sie haben Augen und sehen nicht.

آنها چشم دارند و نمی‌بینند.

Die Zukunft sieht düster aus.

آینده تاریک می‌نماید.

Ich sehe fern.

من تلویزیون نگاه می کنم.

Einmal selbst sehen ist mehr wert als hundert Neuigkeiten hören.

شنیدن کی بود مانند دیدن.

Nach der Arbeit sah ich Tom.

من بعد از کار، تام را دیدم.

Du siehst erschöpft aus.

تو به نظر تحلیل رفته‌ای.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: JWeighardt (de #3536982), cojiluc (fa #6964131), tatoeba.org
  2. ۲: Adelpa (de #4275777), cojiluc (fa #9965745), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5445801), cojiluc (fa #8297412), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #7819776), cojiluc (fa #8224372), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1920913), cojiluc (fa #8224373), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #9089221), cojiluc (fa #9755513), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #639987), mahdiye (fa #639997), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #5105662), cojiluc (fa #6830722), tatoeba.org
  9. ۹: kutschektar (de #7285677), Hussein64 (fa #5118072), tatoeba.org
  10. ۱۰: Trinkschokolade (de #3235871), cojiluc (fa #7738814), tatoeba.org
منابع و مجوزها