فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قطعه قطعه کردن

تأییدنشده

segmentieren فعل

فعل

  • قطعه قطعه کردنقَطِعه قَطِعه کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بند بند کردنبَند بَند کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ segmentieren

فعل

تلفظ
[zɛɡmɛnˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • segmentiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • segmentierendمعلوم، participle، حال
  • segmentiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • segmentierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • segmentiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • segmentiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • segmentiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • segmentiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • segmentierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • segmentierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • segmentiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • segmentiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • segmentiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • segmentieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • segmentierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • segmentierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • segmentiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • segmentiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • segmentierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • segmentierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • segmentiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • segmentiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • segmentiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • segmentiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • segmentiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • segmentiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها