فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آرام کردن

تأییدنشده

sedieren فعل

فعل

  • آرام کردنآرام کَردَن(to give (a person) a sedative to calm them or put them to sleep)تأییدنشده

دستور زبانِ sedieren

فعل

تلفظ
[zeˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • sediertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sedierendمعلوم، participle، حال
  • sediertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sedierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sediereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sediertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sediereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sediereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sedierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sedierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sediertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sediereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sediertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sedieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sedierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sedierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sediertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sediertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sedierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sedierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sediertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sediertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sediertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sediertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sediertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sediertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها