گیج
gij[ɡʲiːd͡ʒ̥]
صفت
- گیج
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سرگیجه
دستور زبانِ schwindlig
صفت
نوع واژه نامشخص
مثالها
Ich habe zu viel Wein getrunken und bin schwindlig geworden.
من شراب زیاده از حد نوشیدم و دچار سرگیجه شدم.
gij[ɡʲiːd͡ʒ̥]
Ich habe zu viel Wein getrunken und bin schwindlig geworden.
من شراب زیاده از حد نوشیدم و دچار سرگیجه شدم.