فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شنا کردن

šenâ kardan

schwimmen فعل

فعل

  • شنا کردنšenâ kardanشِنا کَردَن(move through water)(swim)(sich im Wasser aus eigener Kraft (durch Bewegung der Extremitäten) fortbewegen)(sich zum Vergnügen, zur sportlichen Betätigung oder dergleichen im Wasser fortbewegen)
  • شناویدن(move through water)(sich im Wasser aus eigener Kraft (durch Bewegung der Extremitäten) fortbewegen)(sich zum Vergnügen, zur sportlichen Betätigung oder dergleichen im Wasser fortbewegen)کهن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آب‌بازی کردن(sich im Wasser aus eigener Kraft (durch Bewegung der Extremitäten) fortbewegen)(sich zum Vergnügen, zur sportlichen Betätigung oder dergleichen im Wasser fortbewegen)دریتأییدنشده
  • شناور بودنšenâvar budanشِناوَر بودَن[ʃe.nɒː.vǽɹ buː.d̪ǽn](von einer Flüssigkeit an deren Oberfläche getragen werden)تأییدنشده
  • شناشِناتأییدنشده
  • شناییدن(move through water)تأییدنشده

دستور زبانِ schwimmen

فعل

تلفظ
[ˈʃvɪmən]
همهٔ صورت‌ها
  • geschwommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schwimmendمعلوم، participle، حال
  • geschwommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schwimmمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schwimmeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schwimmtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schwimmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schwimmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schwimmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schwimmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schwimmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schwimmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schwimmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schwimmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schwammمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schwommمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schwämmeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwömmeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwammstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schwommstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schwämmestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwämmstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwömmestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwömmstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwammمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schwommمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schwämmeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schwömmeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schwammenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schwommenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schwämmenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schwömmenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schwammtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schwommtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schwämmetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schwämmtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schwömmetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schwömmtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schwammenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schwommenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schwämmenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schwömmenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Tom ist wasserscheu und geht nicht gerne schwimmen.

تام آب‌ترس است و دوست ندارد شنا کند.

Schwimme, solange du kannst.

مادامی که می‌توانی، شنا کن.

Man lernt nicht außerhalb des Wassers zu schwimmen.

آدم خارج از آب شنا کردن یاد نمی‌گیرد.

Im Fluss schwimmen viele Fische.

در رودخانه ماهی‌های بسیاری شنا می‌کنند.

Seeleute können meistens nicht schwimmen.

دریانوردان اغلب نمی‌توانند شنا کنند.

In einem Meer von Schmerz ertrinken die einen, die anderen lernen darin schwimmen.

در دریای درد برخی غرق می‌شوند و برخی یاد می‌گیرند در آن شنا کنند.

Holz schwimmt im Wasser.

چوب در آب شناور می‌شود.

Um an die Quelle zu kommen, muss man gegen den Strom schwimmen.

برای رسیدن به سرچشمه، باید در خلاف جهت جریان شنا کرد.

Beim Schiffbruch ist es zu spät, schwimmen zu lernen.

هنگام شکستن کشتی، برای شنا یاد گرفتن خیلی دیر است.

Wenn man alle Brücken hinter sich abbricht, muss man schwimmen können!

وقتی کسی همهٔ پل‌ها را پشت سر خود خراب کند، باید بتواند شنا کند!

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: raggione (de #3242018), cojiluc (fa #7761223), tatoeba.org
  2. ۲: GaryGaryGary (de #9803531), cojiluc (fa #9860028), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #6471102), cojiluc (fa #6960591), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #670621), cojiluc (fa #8486707), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1293239), cojiluc (fa #8107796), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1577989), cojiluc (fa #8192300), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1491608), cojiluc (fa #8102477), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #900119), cojiluc (fa #8107807), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #5272835), cojiluc (fa #7548277), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #752656), cojiluc (fa #8107805), tatoeba.org
منابع و مجوزها