فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زور آمدن

تأییدنشده

schwerfallen فعل

فعل

  • زور آمدنزور آمَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ schwerfallen

فعل

تلفظ
[ˈʃveːɐ̯ˌfalən]
همهٔ صورت‌ها
  • schwergefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schwerzufallenمعلوم، extended، مصدر
  • schwerfallendمعلوم، participle، حال
  • schwergefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fällt schwerمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • falle schwerمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schwerfälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schwerfalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fallen schwerمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fallen schwerمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fiel schwerمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fiele schwerمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schwerfielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schwerfieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fielen schwerمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fielen schwerمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schwerfielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schwerfielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها