رفتن به محتوازور آمدن
تأییدنشده
schwerfallen فعل
فعل
- زور آمدنزور آمَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ schwerfallen
فعل
- تلفظ
- [ˈʃveːɐ̯ˌfalən]
همهٔ صورتها
- schwergefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- schwerzufallenمعلوم، extended، مصدر
- schwerfallendمعلوم، participle، حال
- schwergefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- fällt schwerمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- falle schwerمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schwerfälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- schwerfalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fallen schwerمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- fallen schwerمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fiel schwerمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fiele schwerمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- schwerfielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- schwerfieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- fielen schwerمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fielen schwerمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- schwerfielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- schwerfielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها