فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سنگین

sangin[sæɲ.ɡʲíːn]

schwer صفت

صفت

  • سنگینsanginسَنگین[sæɲ.ɡʲíːn](having great weight)(heavy)figuratively
  • دشوارdošvâr[d̪oʃ.vɒ́ːɹ](difficult, hard)(hard, not easy)(requiring a lot of effort to do or understand)figuratively
  • صعبsa'bصَعَب[sæʔb̥](hard, not easy)(requiring a lot of effort to do or understand)
  • سختsaxt[sæxt̪ʰ](hard, not easy)(requiring a lot of effort to do or understand)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عظیم'azimعَظیم[ʔæ.zíːm]تأییدنشده
  • مشکلmoškelمُشکِل[moʃ.kʰʲél̥](hard, not easy)(requiring a lot of effort to do or understand)تأییدنشده

نوع واژه نامشخص

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ثقیلثَقیل(kompakt)تأییدنشده

دستور زبانِ schwer

صفت

تلفظ
[ʃveːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • schwererصفت تفضیلی
  • am schwerstenصفت عالی
  • schwererمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwereمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schweresخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwereحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schwerenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwererمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwerenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwererحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schweremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwererحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schweremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwerenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schwerenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schweresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwereحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schwereمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwereمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwereخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schwerenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schwerenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schwerenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwereحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schwererمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schwereمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schweresصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schwerenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • schwerenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwerenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwerenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schwerenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schwerenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwerenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwerenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schwerenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schwerenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schweresحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schwerenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schwerererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schwerereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schwereresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schwerereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schwerererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schwerererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • schwereremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schwerererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • schwereremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • schwererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schwerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • schwereresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schwerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • schwerereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schwererenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • schwererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • schwerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • schwerererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • schwerereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • schwereresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • schwererenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schwererenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schwererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • schwererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schwerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • schwereresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schwererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • schwersterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwersteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwerstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwersteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schwerstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwersterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwerstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwersterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schwerstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwersterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwerstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schwerstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwerstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwersteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schwersteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwersteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwersteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwersteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwerstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwersterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schwersteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schwerstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schwerstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • schwerstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwerstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwerstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schwerstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • schwerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schwerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • schwerstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwerstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schwerstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der erste Schritt ist der schwerste.

اولین قدم دشوارترین است.

Alte Schuhe verwirft man leicht, alte Sitten schwer.

کفش کهنه را به راحتی دور می‌اندازیم، عادات کهنه را به سختی.

Es ist ziemlich schwer, dieses Wort zu übersetzen.

ترجمه کردن این لغت نسبتا دشوار است.

Er ist angeblich schwer krank.

از قرار معلوم او سخت بیمار است.

Gold ist erheblich schwerer als Wasser.

طلا به طور قابل توجهی از آب سنگین‌تر است.

Es ist leicht, tausend Herzen zu brechen, aber schwer, eines zu gewinnen.

شکستن هزار دل آسان‌تر از بدست آوردن یکیست.

Landwirtschaft ist schwere Arbeit.

کشاورزی یک کار سخت است.

Der erste Schritt ist der schwerste.

نخستین گام سخت‌ترین است.

Viele Kinder haben schwer erziehbare Eltern.

خیلی از بچه‌ها والدین سخت تربیت پذیری دارند!

Es ist leicht, das Leben schwerzunehmen, und es ist schwer, das Leben leichtzunehmen.

آسان است که زندگی را سخت گرفت، و سخت است که زندگی را آسان گرفت.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: GaryGaryGary (de #9814726), cojiluc (fa #9859991), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1944890), cojiluc (fa #8057110), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #975619), cojiluc (fa #6947285), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #1628341), cojiluc (fa #8353931), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #1694860), cojiluc (fa #7634062), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5368482), cojiluc (fa #8205569), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #7015317), cojiluc (fa #7073876), tatoeba.org
  8. ۸: GaryGaryGary (de #9814726), cojiluc (fa #9859988), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #8422687), cojiluc (fa #12726440), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2508475), cojiluc (fa #12962286), tatoeba.org
منابع و مجوزها