فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آماسیدن

âmâsidan[ʔɒː.mɒː.siː.d̪ǽn]

schwellen فعل

فعل

  • آماسیدنâmâsidanآماسیدَن[ʔɒː.mɒː.siː.d̪ǽn](intransitive: to become bigger, especially due to being engorged)
  • ورم کردنvaram kardanوَرَم کَردَن[væ.ɹǽm kʰʲæɹ.d̪æn](intransitive: to become bigger, especially due to being engorged)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نفخ کردننَفخ کَردَنتأییدنشده
  • باد کردنbâd kardanباد کَردَن[bɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ schwellen

فعل

تلفظ
[ˈʃvɛlən]
همهٔ صورت‌ها
  • geschwollenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schwellendمعلوم، participle، حال
  • geschwelltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schwellمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schwelleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schwelltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schwelleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schwelleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schwellstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schwellestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schwelltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schwelleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schwelltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schwelletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schwellteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schwellteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwelltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schwelltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwellteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schwellteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schwelltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schwelltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schwelltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schwelltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schwelltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schwelltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • geschwollenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schwillمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schwillstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schwilltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schwollمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schwölleمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwollstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schwöllestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwöllstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwollمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schwölleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schwollenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schwöllenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schwolltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schwölletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schwölltمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schwollenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schwöllenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

ihr Körper ist geschwollen

باد تو تنش افتاده

منابع و ارجاع‌ها