فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سکوت کردن

تأییدنشده

schweigen فعل

فعل

  • سکوت کردنسُکوت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ساکت شدن(refrain from speaking)تأییدنشده
  • خاموش شدنخاموش شُدَن(refrain from speaking)تأییدنشده

صفت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آرامârâm[ʔɒː.ɹɒ́ːm](free from sound or noise; absolutely still; perfectly quiet)تأییدنشده
  • بیصداbi-sedâبی صِدا[biː.se.d̪ɒː](free from sound or noise; absolutely still; perfectly quiet)تأییدنشده
  • خاموشxâmuš[xɒː.múːʃ](free from sound or noise; absolutely still; perfectly quiet)تأییدنشده

دستور زبانِ schweigen

صفت

فعل

تلفظ
[ˈʃvaɪ̯ɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • schweigetوجه امری، جمع
  • geschwiegenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schweigendمعلوم، participle، حال
  • geschwiegenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schweigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schweigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schweigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schweigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schweigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schweigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schweigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schweigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schweigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schweigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schweigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schwiegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schwiegeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwiegstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schwiegestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schwiegمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schwiegeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schwiegenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schwiegenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schwiegtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schwiegetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schwiegenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schwiegenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Schweigen ist oft die beste Antwort.

سکوت غالبا بهترین پاسخ است.

Die Vöglein schweigen im Walde.

پرندگان در جنگل سکوت می‌کنند.

Ich sehe und schweige.

من می‌بینم و سکوت می‌کنم.

Die Freiheit zu schweigen ist Teil der Redefreiheit.

آزادی سکوت قسمتی از آزادی بیان است.

Nur die Vernunft lehrt schweigen. Das Herz lehrt reden.

فقط عقل خاموش شدن را می‌آموزد. دل سخن گفتن را می‌آموزد.

Er bat uns zu schweigen.

او از ما خواست ساکت باشیم.

Man spricht durch Schweigen. Und man schweigt mit Worten.

آدم با سکوت حرف می‌زند. و با کلمات ساکت می‌شود.

Man braucht zwei Jahre, um sprechen zu lernen, und fünfzig, um schweigen zu lernen.

برای یادگیری حرف زدن دو سال و برای یادگیری ساکت ماندن، پنجاه سال لازم است.

Menschen, die schweigen, wissen meist genau, was sie damit sagen wollen.

آدم‌هایی که سکوت می‌کنند، غالبا دقیقا می‌دانند چه می‌خواهند بگویند.

Zwei Dinge sind Zeichen von Schwäche: Schweigen, wenn man reden müsste, und sprechen, wenn man schweigen sollte.

دو چیز طیرهٔ عقل است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: carlosalberto (de #13057921), cojiluc (fa #13079488), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1641342), cojiluc (fa #9870788), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #7819776), cojiluc (fa #8224372), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #10851060), cojiluc (fa #10864597), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2332019), cojiluc (fa #12126895), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1569481), cojiluc (fa #6942104), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #10455701), cojiluc (fa #12657141), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2282971), cojiluc (fa #7098768), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2697713), cojiluc (fa #13032452), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #4967317), cojiluc (fa #10793264), tatoeba.org
منابع و مجوزها