جوش دادن
juš dâdan[d͡ʒuːʃ d̪ɒː.d̪æn]
schweißen فعل
فعل
- جوش دادنjuš dâdanجوش دادَن[d͡ʒuːʃ d̪ɒː.d̪æn](to join materials (especially metals) by applying heat)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جوشکاری کردنجوشکاری کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ schweißen
فعل
- تلفظ
- [ˈʃvaɪ̯sn̩]
همهٔ صورتها
- geschweißtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- schweißenمعلوم، مصدر، حال
- schweißendمعلوم، participle، حال
- geschweißtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- schweißمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schweißeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schweißtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schweißeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- schweißeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schweißtمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- schweißestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schweißtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- schweißeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schweißenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- schweißenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- schweißtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- schweißetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- schweißenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- schweißenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schweißteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schweißteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schweißtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schweißtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schweißteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schweißteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- schweißtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- schweißtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- schweißtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schweißtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- schweißtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schweißtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها