فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

احساس کردن

تأییدنشده

ehsâs kardan[ʔeɦ.sɒ́ːs kʰʲæɹ.d̪ǽn]

schwanen فعل

فعل

  • احساس کردنehsâs kardanاِحساس کَردَن[ʔeɦ.sɒ́ːs kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ schwanen

فعل

تلفظ
[ˈʃvaːnən]
همهٔ صورت‌ها
  • geschwantparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schwanendمعلوم، participle، حال
  • geschwantparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schwantمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schwaneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schwanteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schwanteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schwantenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schwantenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Mir schwant Böses.

حس بدی دارم.

Mir schwant nichts Gutes.

هیچ حس خوبی ندارم.

mir schwante Schlimmes

احساس شبهه کردم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1231181), cojiluc (fa #6946375), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #774300), cojiluc (fa #6946376), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها