فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سر به زیر کار کردن

تأییدنشده

schuften فعل

فعل

  • سر به زیر کار کردنسَر به زیر کار کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ schuften

فعل

تلفظ
[ˈʃʊftn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschuftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schuftendمعلوم، participle، حال
  • geschuftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schufteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schuftمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schuftetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schufteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schufteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schuftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schuftestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schuftetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schufteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schuftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schuftetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schufteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schufteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schuftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schuftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schufteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schufteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schuftetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schuftetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schuftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schuftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schuftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schuftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

den ganzen Tag schuften

تمام روز جان کندن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها