فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هل دادن

تأییدنشده

hol dâdan[hol̥ d̪ɒː.d̪ǽn]

schubsen فعل

فعل

  • هل دادنhol dâdanهُل دادَن[hol̥ d̪ɒː.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ schubsen

فعل

تلفظ
[ˈʃʊpsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschubstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schubsendمعلوم، participle، حال
  • geschubstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schubsمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schubseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schubstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schubseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schubseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schubstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schubsestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schubstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schubseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schubstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schubsetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schubsteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schubsteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schubstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schubstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schubsteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schubsteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schubstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schubstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schubstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schubstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schubstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schubstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er hat mich auf die Seite geschubst

او مرا به طرفی هل داد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها