فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هاشور زدن

schraffieren فعل

فعل

  • هاشور زدنهاشوَر زَدَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سایه زدنتأییدنشده

دستور زبانِ schraffieren

فعل

تلفظ
[ʃʁaˈfiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • schraffiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schraffierenمعلوم، مصدر، حال
  • schraffierendمعلوم، participle، حال
  • schraffiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schraffierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schraffiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schraffiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schraffieretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schraffiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schraffiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schraffierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schraffierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schraffiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schraffieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schraffiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schraffierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • schraffierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schraffiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schraffieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schraffieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schraffierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schraffierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schraffierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schraffiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schraffierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schraffiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schraffiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schraffieretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schraffiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schraffieretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schraffierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schraffiereteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schraffierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schraffiereteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schraffiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schraffieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schraffiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schraffieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schraffiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schraffieretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schraffiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schraffieretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schraffiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schraffieretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schraffiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schraffieretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها