فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بر کسی ترحم کردن

تأییدنشده

schonen فعل

فعل

  • بر کسی ترحم کردنبَر کِسی تَرَحُم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بر کسی شفقت داشتنبَر کِسی شَفَقَت داشتَنتأییدنشده
  • کسی را دریغ کردنکِسی را دَریغ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ schonen

فعل

تلفظ
[ˈʃoːnən]
همهٔ صورت‌ها
  • geschontparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schonendمعلوم، participle، حال
  • geschontparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schonمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schoneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schontمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schonمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schoneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schoneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schonstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schonestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schontمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schoneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schontمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schonetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schonteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schonteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schontestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schontestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schonteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schonteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schontenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schontenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schontetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schontetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schontenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schontenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

jem. schonen vor etwas

کسی را از چیزی خلاصی دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها