به این زودی
قید
- به این زودی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دیگر
- قبلا
- اینک
- دیگه
دستور زبانِ schon
قید
- تلفظ
- [ʃoːn]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Schon wieder Werbung!
باز هم آگهی بازرگانی!
Man merkt nie, was schon getan wurde; man sieht immer nur das, was noch zu tun bleibt.
آدم هرگز به آنچه قبلا انجام شده است توجه نمیکند؛ آدم فقط آنچه که هنوز باید انجام دادن باقی میماند را میبیند.
Nur beim Anblick eines Hundes bekommt er schon Angst.
حتی با نگاه یک سگ، ترس او را فرا میگیرد.
Es hat Verzweiflung oft die Schlachten schon gewonnen.
ناامیدی اغلب نبردها را برده است.
Wer kämpft, kann verlieren. Wer nicht kämpft, hat schon verloren.
کسی که بجنگد، میتواند ببازد. کسی که نجنگد، قبلا باخته است.
Ein eigener Garten ist schon wie ein eigenes kleines Paradies.
یک باغچه شخصی مانند یک بهشت کوچک زیباست.
Wer nur begann, der hat schon halb vollendet.
کسی که شروع کند، قبلا نصف کار را تمام کرده است.
Mit dem Rauchen aufzuhören ist kinderleicht. Ich habe es schon hundertmal geschafft.
ترک سیگار بچه بازی است. من تا به حال صدها بار انجامش دادهام.
Betreibst du schon lange Yoga?
آیا از مدت زیادی به یوگا میپردازی؟
Geld verdirbt nur den Charakter, der schon verdorben ist.
پول شخصیتی را فاسد میکند که قبلا فاسد است.