فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تراش دادن

تأییدنشده

schnitzen فعل

فعل

  • تراش دادنتَراش دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کنده کاریکَنده کاری(to shape to sculptural effect)تأییدنشده

دستور زبانِ schnitzen

فعل

تلفظ
[ˈʃnɪt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschnitztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schnitzendمعلوم، participle، حال
  • geschnitztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schnitzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnitzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnitztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnitzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schnitzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schnitztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnitzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schnitztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schnitzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schnitztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnitzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schnitzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schnitzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnitztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnitztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnitzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schnitzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schnitztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schnitztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schnitztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schnitztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schnitztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schnitztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

sie sind beide aus dem gleichen Holz geschnitzt

هر دو از یک خمیرند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها