فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خرخر کردن

تأییدنشده

schnarchen فعل

فعل

  • خرخر کردنخُرخُر کَردَن(breathe during sleep with harsh noises)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خرناس کشیدنخَرناس کِشیدَن(breathe during sleep with harsh noises)تأییدنشده

دستور زبانِ schnarchen

فعل

تلفظ
[ˈʃnaʁçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschnarchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schnarchendمعلوم، participle، حال
  • geschnarchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schnarchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnarcheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnarchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnarcheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schnarcheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schnarchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnarchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schnarchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schnarcheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schnarchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnarchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schnarchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schnarchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnarchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnarchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnarchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schnarchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schnarchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schnarchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schnarchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schnarchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schnarchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schnarchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها