فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قاپ زدن

تأییدنشده

schnappen فعل

فعل

  • قاپ زدنقاپ زَدَن(wegnehmen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قاپیدنقاپیدَن(wegnehmen)تأییدنشده

دستور زبانِ schnappen

فعل

تلفظ
[ˈʃnapn̩], [ˈʃnapm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschnapptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schnappendمعلوم، participle، حال
  • geschnapptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schnappمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnappeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnapptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnappeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schnappeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schnappstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnappestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schnapptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schnappeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schnapptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnappetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schnappteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schnappteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnapptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnapptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnappteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schnappteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schnapptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schnapptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schnapptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schnapptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schnapptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schnapptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

stöhnend, nach Luft schnappend

هن هن کنان

wie oft hat man dich geschnappt

چند بار گیر افتادی

Luft schnappen, spazierengehen

هوا خوردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها