فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مزه داشتن

تأییدنشده

schmecken فعل

فعل

  • مزه داشتن(to have a taste)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چشیدنčešidanچِشیدَن[t͡ʃʰe.ʃiː.d̪æn](probieren)تأییدنشده
  • لب زدنلَب زَدَن(probieren)تأییدنشده

دستور زبانِ schmecken

فعل

تلفظ
[ˈʃmɛkn̩], [ˈʃmɛkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschmecktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schmeckendمعلوم، participle، حال
  • geschmecktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schmeckمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmeckeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmecktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmeckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schmeckeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schmeckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmeckestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schmecktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schmeckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schmecktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmecketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schmeckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schmeckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmecktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schmecktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmeckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schmeckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schmecktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schmecktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schmecktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schmecktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schmecktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schmecktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich schmecke Salz.

من نمک می‌چشم.

Nicht alle roten Äpfel schmecken gleich.

نه هر سیب قرمزی مزهٔ یکسانی می‌دهد.

Dieser Joghurt schmeckt komisch.

این ماست مزه غریبی می‌دهد.

Dieser Reis schmeckt zu sehr nach Safran.

این برنج بسیار مزهٔ زعفران می‌دهد.

Eine gute Arznei schmeckt bitter.

دوای خوب تلخ است.

was mir nicht schmeckte, bekam ich vorgesetzt

از هرچه بدم آمد بر سرم آمد

Diese Milch schmeckt komisch.

مزه ی این شیر غیر عادی ست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Dies schmeckt wie Tee.

این طعم چای دارد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

selbst das Beste schmeckt nicht

حلوارا با بلوا خوردن و نوش را بر خود نیش ساختن

Diese Medizin schmeckt bitter.

دارو ها مزه تلخی دارند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #899781), cojiluc (fa #9949563), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #878255), cojiluc (fa #7241249), tatoeba.org
  3. ۳: MUIRIEL (de #341258), cojiluc (fa #9778235), tatoeba.org
  4. ۴: brauchinet (de #6892814), cojiluc (fa #10774913), tatoeba.org
  5. ۵: al_ex_an_der (de #1352581), cojiluc (fa #6900929), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Vortarulo (de #2194900), armandaneshjoo (fa #1044684), tatoeba.org
  8. ۸: Espi (de #987979), User103370 (fa #10711982), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: xtofu80 (de #409005), pedrampc68 (fa #510557), tatoeba.org
منابع و مجوزها