فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ملچ ملچ کردن

تأییدنشده

schmatzen فعل

فعل

  • ملچ ملچ کردنمِلِچ مِلِچ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ schmatzen

فعل

تلفظ
[ˈʃmat͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschmatztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schmatzendمعلوم، participle، حال
  • geschmatztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schmatzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmatzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmatztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmatzetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmatzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schmatzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schmatztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmatzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schmatztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schmatzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schmatzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schmatztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmatzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmatzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schmatzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schmatzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schmatzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmatzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmatztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schmatzetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schmatztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmatzetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmatzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schmatzeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schmatzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schmatzeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schmatztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schmatzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schmatztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schmatzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schmatztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schmatzetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schmatztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schmatzetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schmatztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schmatzetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schmatztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schmatzetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها