فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هقیدن

تأییدنشده

schluchzen فعل

فعل

  • هقیدن(weep with convulsive gasps)(say (something) while sobbing)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فغان کردنفِغان کَردَنتأییدنشده
  • زاری کردنزاری کَردَنتأییدنشده
  • شیون کردنشیوَن کَردَنتأییدنشده
  • مویه کردنمویه کَردَنتأییدنشده
  • هقگفتن(say (something) while sobbing)تأییدنشده

دستور زبانِ schluchzen

فعل

تلفظ
[ˈʃlʊxt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschluchztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schluchzendمعلوم، participle، حال
  • geschluchztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schluchzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schluchzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schluchztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schluchzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schluchzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schluchztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schluchzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schluchztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schluchzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schluchztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schluchzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schluchzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schluchzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schluchztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schluchztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schluchzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schluchzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schluchztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schluchztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schluchztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schluchztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schluchztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schluchztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها