رفتن به محتواهقیدن
تأییدنشده
schluchzen فعل
فعل
- هقیدن(weep with convulsive gasps)(say (something) while sobbing)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فغان کردنفِغان کَردَنتأییدنشده
- زاری کردنزاری کَردَنتأییدنشده
- شیون کردنشیوَن کَردَنتأییدنشده
- مویه کردنمویه کَردَنتأییدنشده
- هقگفتن(say (something) while sobbing)تأییدنشده
دستور زبانِ schluchzen
فعل
- تلفظ
- [ˈʃlʊxt͡sn̩]
همهٔ صورتها
- geschluchztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- schluchzendمعلوم، participle، حال
- geschluchztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- schluchzمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schluchzeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schluchztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schluchzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- schluchzeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schluchztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- schluchzestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schluchztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- schluchzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schluchztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- schluchzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- schluchzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schluchzteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schluchztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schluchztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schluchzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schluchzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- schluchztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- schluchztenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- schluchztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schluchztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- schluchztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schluchztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها