فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شلیک کردن

تأییدنشده

šellik kardan

schleudern فعل

فعل

  • شلیک کردنšellik kardanشَلیک کَردَن(throw with force)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شکوخیدن(to slide in an uncontrolled manner)تأییدنشده
  • انداختنandâxtanاَنداختَن[ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ schleudern

فعل

تلفظ
[ˈʃlɔɪ̯dɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • geschleudertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schleuderndمعلوم، participle، حال
  • geschleudertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schleuderمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schleudereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schleudreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schleudertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schleuderمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schleudereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schleudreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schleudereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schleudreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schleuderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schleuderstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schleudertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schleudereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schleudreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schleudertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schleudertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schleuderteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schleuderteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schleudertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schleudertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schleuderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schleuderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schleudertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schleudertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schleudertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schleudertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schleudertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schleudertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Schuhe von den Füssen schleudern

کفشها با تک پا انداختن

منابع و ارجاع‌ها