فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مخیدن

تأییدنشده

schleichen فعل

فعل

  • مخیدن(to move slowly and quietly in a particular direction)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دزدکی راه رفتندُزدَکی راه رَفتَنتأییدنشده
  • نوک پا رفتننوکِ پا رَفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ schleichen

فعل

تلفظ
[ˈʃlaɪ̯çn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschlichenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schleichendمعلوم، participle، حال
  • geschlichenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schleichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schleicheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schleichtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schleicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schleicheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schleichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schleichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schleichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schleicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schleichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schleichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schlichمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schlicheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlichstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schlichestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlichمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schlicheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schlichenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schlichenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schlichtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schlichetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schlichenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schlichenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ein Burn-out entwickelt sich schleichend.

تحلیل رفتن به تدریج رشد می‌کند.

Schlangen schleichen, Tauben fliegen.

مارها می‌خزند، کبوترها پرواز می‌کنند.

Zu den einen kommt die Liebe langsam und schleichend, die anderen überrascht sie jäh wie ein Pfeil.

به بعضی‌ها عشق آهسته و تدریجی می‌رسد، اما بعضی‌ها را ناگهانی مانند یک تیر غافلگیر می‌کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Adelpa (de #6784651), cojiluc (fa #7947642), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2199878), cojiluc (fa #7423457), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #1220856), cojiluc (fa #7947647), tatoeba.org
منابع و مجوزها