فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیدبید لرزیدن

تأییدنشده

schlackern فعل

فعل

  • بیدبید لرزیدنبیدبید لَرزیدَن(vor Kälte)تأییدنشده

دستور زبانِ schlackern

فعل

تلفظ
[ˈʃlakɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • geschlackertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schlackerndمعلوم، participle، حال
  • geschlackertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schlackerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlackereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlackreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlackertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlackerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schlackereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schlackreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schlackereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlackreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlackerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlackerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlackrestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlackerestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlackertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schlackereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schlackreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schlackrenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schlackerenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schlackertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlackertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schlackretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schlackeretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schlackrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schlackerenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schlackerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schlackerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlackertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schlackertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlackerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schlackerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schlackertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schlackertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schlackertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schlackertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schlackertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schlackertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها