رفتن به محتوابیدبید لرزیدن
تأییدنشده
schlackern فعل
فعل
- بیدبید لرزیدنبیدبید لَرزیدَن(vor Kälte)تأییدنشده
دستور زبانِ schlackern
فعل
- تلفظ
- [ˈʃlakɐn]
همهٔ صورتها
- geschlackertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- schlackerndمعلوم، participle، حال
- geschlackertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- schlackerمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schlackereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schlackreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schlackertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schlackerمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- schlackereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- schlackreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- schlackereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schlackreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schlackerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- schlackerstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schlackrestمعلوم، archaic، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schlackerestمعلوم، archaic، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schlackertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- schlackereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schlackreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schlackrenمعلوم، archaic، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- schlackerenمعلوم، archaic، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- schlackertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- schlackertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- schlackretمعلوم، archaic، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- schlackeretمعلوم، archaic، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- schlackrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schlackerenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schlackerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schlackerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schlackertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schlackertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schlackerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schlackerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- schlackertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- schlackertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- schlackertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schlackertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- schlackertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schlackertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها