فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سلاخی کردن

تأییدنشده

schlachten فعل

فعل

  • سلاخی کردنسَلاخی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ذبح کردنذِبح کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ schlachten

فعل

تلفظ
[ˈʃlaxtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschlachtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schlachtendمعلوم، participle، حال
  • geschlachtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schlachteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlachtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlachtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlachteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schlachteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlachtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlachtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlachtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schlachteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schlachtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlachtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schlachteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schlachteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlachtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schlachtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlachteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schlachteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schlachtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schlachtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schlachtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schlachtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schlachtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schlachtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Der Metzger schlachtet die Ziege.

قصاب بز را ذبح کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4737610), cojiluc (fa #9078771), tatoeba.org
منابع و مجوزها