فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آش برای کسی پختن

تأییدنشده

schinden فعل

فعل

  • آش برای کسی پختنآش بَرایِ کِسی پُختَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را زجر کردنکِسی را زَجر کَردَنتأییدنشده
  • شکنجه کردنšekanje kardanشِکَنجه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ schinden

فعل

تلفظ
[ˈʃɪndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschundenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schindendمعلوم، participle، حال، regular
  • geschundenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • schindeمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • schindمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • schindetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • schindeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • schindeمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schindestمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • schindestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schindetمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • schindeمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schindetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • schindetمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schindeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • schindeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schindetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • schindetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schindeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • schindeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schindetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • schindetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • schindetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • schindetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schindetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • schindetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schindendمعلوم، irregular، participle، حال
  • geschundenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schindمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schindeمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schindetمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schindeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • schindeمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schindestمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schindestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schindetمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schindeمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schindetمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schindetمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schundمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schündeمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schundestمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schündestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schundمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schündeمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schundenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schündenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schundetمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schündetمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schundenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schündenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها