فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دشنام دادن

تأییدنشده

schimpfen فعل

فعل

  • دشنام دادن(to curse, to use offensive language)(to use offensive language)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فحش دادنفُحش دادَن(to curse, to use offensive language)(to use offensive language)تأییدنشده

دستور زبانِ schimpfen

فعل

تلفظ
[ˈʃɪmp͡fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschimpftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schimpfendمعلوم، participle، حال
  • geschimpftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schimpfمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schimpfeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schimpftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schimpfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schimpfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schimpfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schimpfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schimpftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schimpfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schimpftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schimpfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schimpfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schimpfteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schimpftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schimpftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schimpfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schimpfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schimpftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schimpftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schimpftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schimpftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schimpftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schimpftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها