رفتن به محتوادشنام دادن
تأییدنشده
schimpfen فعل
فعل
- دشنام دادن(to curse, to use offensive language)(to use offensive language)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فحش دادنفُحش دادَن(to curse, to use offensive language)(to use offensive language)تأییدنشده
دستور زبانِ schimpfen
فعل
- تلفظ
- [ˈʃɪmp͡fn̩]
همهٔ صورتها
- geschimpftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- schimpfendمعلوم، participle، حال
- geschimpftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- schimpfمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schimpfeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schimpftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schimpfeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- schimpfeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schimpfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- schimpfestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schimpftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- schimpfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schimpftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- schimpfetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- schimpfteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schimpfteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schimpftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schimpftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schimpfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schimpfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- schimpftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- schimpftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- schimpftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schimpftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- schimpftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schimpftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها