فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کپک زدن

تأییدنشده

kapak zadan

schimmeln فعل

فعل

  • کپک زدنkapak zadanکَپَک زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کپرک زدنکَپرَک زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ schimmeln

فعل

تلفظ
[ˈʃɪml̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • geschimmeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schimmelndمعلوم، participle، حال
  • geschimmeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schimmleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schimmelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schimmeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schimmeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schimmleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schimmelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schimmeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schimmeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schimmleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schimmelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schimmelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schimmlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schimmeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schimmeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schimmleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schimmeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schimmeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schimmletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schimmelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schimmelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schimmeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schimmeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schimmelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schimmelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schimmeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schimmeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schimmeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schimmeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schimmeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schimmeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها