فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به رنگهای قوس و قزح درخشیدن

تأییدنشده

schillern فعل

فعل

  • به رنگهای قوس و قزح درخشیدنبه رَنگهایِ قوس و قَزَح دِرَخشیدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سوسو زدنسوسو زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ schillern

فعل

تلفظ
[ˈʃɪlɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • geschillertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schillerndمعلوم، participle، حال
  • geschillertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schillerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schillereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schillreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schillertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schillerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schillereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schillreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schillereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schillreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schillerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schillerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schillertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schillereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schillreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schillertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schillertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schillerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schillerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schillertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schillertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schillerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schillerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schillertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schillertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schillertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schillertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schillertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schillertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها