رفتن به محتواآش برای کسی پختن
تأییدنشده
schikanieren فعل
فعل
- آش برای کسی پختنآش بَرایِ کِسی پُختَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کسی را زجر کردنکِسی را زَجر کَردَنتأییدنشده
- شکنجه کردنšekanje kardanشِکَنجه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ schikanieren
فعل
- تلفظ
- [ʃikaˈniːʁən]
همهٔ صورتها
- schikaniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- schikanierendمعلوم، participle، حال
- schikaniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- schikanierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schikaniereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schikaniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schikaniereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- schikaniereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schikanierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- schikanierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- schikaniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- schikaniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- schikaniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- schikanieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- schikanierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schikanierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schikaniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schikaniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- schikanierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schikanierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- schikaniertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- schikaniertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- schikaniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schikaniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- schikaniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schikaniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها