فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آش برای کسی پختن

تأییدنشده

schikanieren فعل

فعل

  • آش برای کسی پختنآش بَرایِ کِسی پُختَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را زجر کردنکِسی را زَجر کَردَنتأییدنشده
  • شکنجه کردنšekanje kardanشِکَنجه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ schikanieren

فعل

تلفظ
[ʃikaˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • schikaniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schikanierendمعلوم، participle، حال
  • schikaniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schikanierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schikaniereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schikaniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schikaniereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schikaniereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schikanierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schikanierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schikaniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schikaniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schikaniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schikanieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schikanierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schikanierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schikaniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schikaniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schikanierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schikanierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schikaniertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schikaniertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schikaniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schikaniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schikaniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schikaniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها