فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هل دادن

hol dâdan[hol̥ d̪ɒː.d̪ǽn]

schieben فعل

فعل

  • هل دادنhol dâdanهُل دادَن[hol̥ d̪ɒː.d̪ǽn](to apply a force to something so that it moves away)(push)

دستور زبانِ schieben

فعل

تلفظ
[ˈʃiːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschobenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schiebendمعلوم، participle، حال
  • geschobenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schiebمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schiebeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schiebtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schiebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schiebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schiebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schiebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schiebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schiebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schiebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schiebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schobمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schöbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schobstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schöbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schöbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schobمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schöbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schobenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schöbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schobtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schöbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schöbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schobenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schöbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ein junger Vater schob einen Kinderwagen.

پدر جوان یک کالسکه را هل می‌داد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

jem. etwas in die Schuhe schieben

کسی را شلتاق کردن

auf die lange Bank schieben

به دست فراموشی سپردن

auf die lange Bank schieben

در طاق نسیان گذاشتن

der Riegel ist vor die Tür geschoben

پشتدری کشیده شده

etwas zur Seite schieben

چیزی را کنار زدن

er schiebt sich durch die Menge

خودرا از میان جمعیت هل می دهد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #3500751), cojiluc (fa #10767544), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها