فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سابیدن

تأییدنشده

scheuern فعل

فعل

  • سابیدنسابیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ scheuern

فعل

تلفظ
[ˈʃɔɪ̯ɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gescheuertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • scheuerndمعلوم، participle، حال
  • gescheuertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • scheuerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheuereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheureمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheuertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • scheuerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scheuereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scheureمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scheuereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scheureمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scheuerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheuerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scheuertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • scheuereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • scheureمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • scheuertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • scheuertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • scheuerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • scheuerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • scheuertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • scheuertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • scheuerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • scheuerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • scheuertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • scheuertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • scheuertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • scheuertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • scheuertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • scheuertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • scheuerestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • scheueretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • scheurestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • scheuretمعلوم، جمع، حال، subjunctive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Topf mit Sand scheuern

دیگ را شن مالی کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها