فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هدیه دادن

schenken فعل

فعل

  • هدیه دادنهِدیه دادَن
  • دادنdâdanدادَن[d̪ɒː.d̪ǽn]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بخشیدنbaxšidanبَخشیدَن[bæx.ʃiː.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ schenken

فعل

تلفظ
[ˈʃɛŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschenktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schenkendمعلوم، participle، حال
  • geschenktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schenkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schenkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schenktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schenkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schenkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schenkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schenkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schenktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schenkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schenktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schenketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schenkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schenkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schenktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schenktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schenkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schenkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schenktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schenktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schenktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schenktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schenktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schenktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Mit Geld kann man sein Glück nicht kaufen - aber man kann anderen Glück schenken.

با پول نمی‌توان خوشبختی خرید، اما می‌توان به دیگری خوشبختی بخشید.

Wenn ein Feind dir Böses angetan hat, schenke jedem seiner Kinder eine Trompete.

وقتی یک دشمن به تو بدی کرد، به هر کدام از فرزندانش یک ترومپت ببخش.

Ein Lächeln kostet nichts, also schenke es jedem.

یک لبخند خرجی ندارد، پس آن را به هرکس ببخش.

Arme Leute schenken gern.

فقرا دوست دارند هدیه دهند.

Schenken heißt, einem anderen das geben, was man selber gern behalten möchte.

بخشیدن یعنی به دیگری چیزی دهیم که خود دوست داریم آن را داشته باشیم.

Mit Geld kann man sein Glück nicht kaufen - aber man kann anderen Glück schenken.

با پول نمی‌توان خوشبختی خرید، اما می‌توان به دیگران خوشبختی اهدا کرد.

sie schenkten mir Aufmerksamkeit

به من پاس دادند

jem. seine Aufmerksamkeit schenken

کسی را ارج گذاشتن

Sie schenkte mir ein anerkennendes Lächeln.

او به من لبخندی از سر آشنایی تقدیم کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

von ganzem Herzen schenken

آب از جگر بخشیدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6289988), cojiluc (fa #8140581), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #900111), cojiluc (fa #8140565), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1003528), cojiluc (fa #8140561), tatoeba.org
  4. ۴: Adelpa (de #6926210), cojiluc (fa #12120595), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1185978), cojiluc (fa #8140577), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #7123872), cojiluc (fa #12709321), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: wolfgangth (de #7712145), mahdiye (fa #848147), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها