فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرزنش کردن

schelten فعل

فعل

  • سرزنش کردنسَرزَنِش کَردَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تشر زدنتَشَر زَدَنتأییدنشده
  • نهیب کردننَهیب کَردَنتأییدنشده
  • سرکوفت زدن(loudly admonish)(to criticise harshly; to reprove)تأییدنشده
  • شخولیدن(loudly admonish)تأییدنشده

دستور زبانِ schelten

فعل

تلفظ
[ˈʃɛltn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gescholtenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • scheltenمعلوم، مصدر، حال
  • scheltendمعلوم، participle، حال
  • gescholtenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schiltمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheltetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schelteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schiltstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheltestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schelteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • scheltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • scheltenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • scheltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • scheltetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • scheltenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • scheltenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schaltمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schälteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schölteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schaltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schaltstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schältestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schöltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schaltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schälteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schölteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schaltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schältenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schöltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schaltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schältetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schöltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schaltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schältenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schöltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Schaltet den Fernseher aus.

تلویزیون را خاموش کن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Schalt den Fernseher aus.

تلویزیون را خاموش کن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #1090530), ghasemkiani (fa #773652), tatoeba.org
  2. ۲: enteka (de #1286131), ghasemkiani (fa #773652), tatoeba.org
منابع و مجوزها