فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درخشیدن

deraxšidan[d̪e.ɹæx.ʃiː.d̪æn]

scheinen فعل

فعل

  • درخشیدنderaxšidanدِرَخشیدَن[d̪e.ɹæx.ʃiː.d̪æn](to emit light)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تابیدنtâbidanتابیدَن[t̪ʰɒː.biː.d̪æn]تأییدنشده
  • به نظر آمدنbe nazar âmadan(to appear)(to appear, to seem)تأییدنشده
  • به نظر رسیدن(to appear)(to appear, to seem)تأییدنشده

دستور زبانِ scheinen

فعل

تلفظ
[ˈʃaɪ̯nən]
همهٔ صورت‌ها
  • scheinetوجه امری، جمع
  • geschienenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • scheinendمعلوم، participle، حال
  • geschienenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • scheinمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheineمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheintمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • scheineمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scheineمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scheinstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheinestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scheintمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • scheineمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • scheintمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • scheinetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schienمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schieneمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schienstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schienestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schienمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schieneمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schienenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schienenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schientمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schienetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schienenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schienenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Der Mond scheint.

ماه می‌درخشد.

Alles scheint verworren.

همه چیز گیج کننده است.

Das scheint kommunistische Propaganda zu sein.

این یک بوغ تبلیغاتی کمونیستی به نظر می‌رسد.

Der Tumor scheint gutartig zu sein.

تومور خوشخیم به نظر می‌رسد.

Ich scheine alles zu haben, aber im Inneren fühle ich eine Leere.

در ظاهر همه چیز دارم، اما در باطن حس پوچی دارم.

Er scheint zwei linke Hände zu haben.

به نطر می‌سد که او دست و پا چلفتی باشد.

Die Sonne scheint nicht für sich selbst.

خورشید برای خودش نمی‌درخشد.

Die Katze scheint sehr froh zu sein.

گربه بسیار خوشحال به نظر می رسد.

Nicht alle sind glücklich, die glücklich scheinen. Manche lachen nur um nicht zu weinen.

نه هر کسی که خوشبخت به نظر می‌رسد خوشبخت است. بعضی‌ها می‌خندند تا فقط گریه نکنند.

Wird die Sonne morgen scheinen?

آیا خورشید فردا خواهد تابید؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #585219), cojiluc (fa #8486624), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #3250314), cojiluc (fa #8482845), tatoeba.org
  3. ۳: maaster (de #7371490), cojiluc (fa #12128594), tatoeba.org
  4. ۴: mairyu (de #6144162), cojiluc (fa #11656597), tatoeba.org
  5. ۵: al_ex_an_der (de #4920336), cojiluc (fa #10812656), tatoeba.org
  6. ۶: Manfredo (de #2007945), reto (fa #3566326), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #2139626), cojiluc (fa #7525540), tatoeba.org
  8. ۸: ehsansia (de #3999807), kuarash (fa #3982320), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1916292), cojiluc (fa #7666815), tatoeba.org
  10. ۱۰: MUIRIEL (de #139489), cojiluc (fa #7666817), tatoeba.org
منابع و مجوزها