فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پشت کسی کردن

تأییدنشده

scharwenzeln فعل

فعل

  • پشت کسی کردنپُشتِ کِسی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ scharwenzeln

فعل

تلفظ
[ʃaʁˈvɛnt͡sl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • scharwenzeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • scharwenzelnمعلوم، مصدر، حال
  • scharwenzelndمعلوم، participle، حال
  • scharwenzeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • scharwenzleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scharwenzelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scharwenzeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scharwenzeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • scharwenzleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scharwenzelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scharwenzeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scharwenzeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scharwenzleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scharwenzelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scharwenzelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scharwenzlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scharwenzeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • scharwenzeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • scharwenzleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • scharwenzelnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • scharwenzelnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • scharwenzeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • scharwenzeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • scharwenzletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • scharwenzelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • scharwenzelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • scharwenzelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • scharwenzelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • scharwenzeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • scharwenzeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • scharwenzelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • scharwenzelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • scharwenzeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • scharwenzeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • scharwenzeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • scharwenzeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • scharwenzeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • scharwenzeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • scharwenzelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • scharwenzeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها