فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چانه زدن

تأییدنشده

schachern فعل

فعل

  • چانه زدنچانه زَدَن(to argue for a better deal)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را با چک و چانه از کسی گرفتنچیزی را با چَک و چانه از کِسی گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ schachern

فعل

تلفظ
[ˈʃaxɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • geschachertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schacherndمعلوم، participle، حال
  • geschachertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schacherمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schachereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schachreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schachertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schacherمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schachereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schachreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schachereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schachreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schacherstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schacherstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schachertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schachereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schachreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schachertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schachertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schacherteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schacherteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schachertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schachertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schacherteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schacherteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schachertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schachertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schachertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schachertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schachertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schachertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schacherestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • schacheretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • schachrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • schachretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها