فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نمک زدن

تأییدنشده

salzen فعل

فعل

  • نمک زدننَمَک زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ salzen

فعل

تلفظ
[ˈzalt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gesalzenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gesalztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • salzendمعلوم، participle، حال
  • gesalztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gesalzenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • salzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • salzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • salztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • salzetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • salzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • salzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • salztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • salzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • salztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • salzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • salzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • salztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • salzetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • salzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • salzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • salzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • salzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • salzeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • salztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • salzetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • salztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • salzetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • salzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • salzeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • salzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • salzeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • salztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • salzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • salztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • salzetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • salztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • salzetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • salztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • salzetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • salztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • salzetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • salztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • salzetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Meine Mutter kostete die Suppe und salzte sie noch etwas mehr.

مادرم سوپ را چشید و بعد کمی نمک به آن اضافه کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #741516), AsliAbbasi (fa #1793147), tatoeba.org
منابع و مجوزها