فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خراب کردن

تأییدنشده

xarâb kardan

sabotieren فعل

فعل

  • خراب کردنxarâb kardanخَراب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ sabotieren

فعل

تلفظ
[zaboˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • sabotiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sabotierenمعلوم، مصدر، حال
  • sabotierendمعلوم، participle، حال
  • sabotiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sabotierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sabotiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sabotiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sabotiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • sabotiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sabotierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sabotierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sabotiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sabotiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sabotierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • sabotierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • sabotiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sabotieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sabotierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • sabotierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sabotierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sabotierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sabotiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sabotiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sabotierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sabotierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • sabotiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sabotiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • sabotiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sabotiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • sabotiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sabotiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها