رفتن به محتوافعل
- آبریت(Federn beim Huhn nach dem Kochen)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پر کندن(to remove feathers from a bird)تأییدنشده
دستور زبانِ rupfen
فعل
- تلفظ
- [ˈʁʊp͡fn̩]
همهٔ صورتها
- gerupftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- rupfendمعلوم، participle، حال
- gerupftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- rupfمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- rupfeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- rupftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- rupfeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- rupfeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- rupfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- rupfestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- rupftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- rupfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- rupftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- rupfetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- rupfteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- rupfteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- rupftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- rupftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- rupfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- rupfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- rupftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- rupftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- rupftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- rupftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- rupftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- rupftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها